تبليغاتX
Again sky is blue and i think to mydream


Again sky is blue and i think to mydream

In my wish i have a long quiet (rey soltero)s

In This Farewell 

     There Is No Blood                     

   There Is No Alibi                                                


برچسب‌ها: عاشقانه, lovely
Sat 3 Mar 2012Time 10:15 PMBysombra solo , Rey soltero for AniTa| |

وحشت از عشق که نه ............

ترس من از فاصله هاست !!!

وحشت از غصه که نه................

ترس من خاتمه هاست !!!

ترس بیهوده ندارم صحبت از خاطره هاست ..................

صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست !!!

کوله باری ست پراز هیچ که برشانه ی ماست ..............

گله از دست کسی نیست......................

مقصر دل دیوانه ی ماست !!!

---------------------------------------------

امروز متوجه شدم ديگه واقعا هيچ ارزشي براي تو ندارم .

من دوست دارم و برام با ارزش هستي آرزو دارم هميشه روي خوشبخي و شادي در چهرت نقش داشته باشه.كوه بهت خوش بگذره.شب بخير

Fri 21 Oct 2011Time 2:49 AMBysombra solo , Rey soltero for AniTa| |

»؛° نام شما °؛«

§¤*~ نام شما ~*¤§

<_--* $ نام شما $*--_>

--^-- نام شما --^--

<^_^> نام شما <^_^>

<_--^--_> نام شما <_--^--_>

««× نام شما ×»»

¾ نام شما ¾

~*¤§ نام شما §¤*~

™«« نام شما »»™

°°°•°°°°•.¸° نام شما °•.¸¸.°°°•°°

§¤*~ نام شما ~*¤§

§c®®§c®®§ نام شما §c®®§c®®§

--<-<@ نام شما @>->--

I-_^I نام شما {^_*}

(|`•.¸¸.•|`•.¸¸.-> نام شما <-.¸¸.•|`•.¸¸.•|)

(.•'´(_¸.•'´ نام شما `'•.¸_)`'•.¸)

§§§(¯`'•.¸¸.•'´¯)§ نام شما §(_¸.•'´`'•.¸_)§§§

(¯`'•.¸¸.•'´¯) نام شما (_¸.•'`'•.¸_)

¸.•'¸.•' ¸.•'¸.•' =====>> نام شما <<<======¸.•'¸.•' ¸.•'¸.•'

===========>>>> نام شما <<<<============

(¯`•._(¯`•._(¯`•._( نام شما )_.•´¯)_.•´¯)_.•´¯)

©{« »}©©¯`_._.-´¯`_._.-|!! نام شما !!|_._.-´¯`_._.-´¯©{« »}©

(c)؛°¨¨°؛(c)(c)؛°¨¨°؛(c) نام شما (c)؛°¨¨°؛(c)(c)؛°¨¨°؛(c)

««× نام شما ×»»

~*¤§ نام شما §¤*~

°°°•°°°°•.¸° نام شما °•.¸¸.°°°•°°

§c®®§c®®§ نام شما §c®®§c®®§

—÷[(` نام شما `)]÷—

Mon 17 Oct 2011Time 9:13 PMBysombra solo , Rey soltero for AniTa| |

وقتی دلت شکست…

تنها و بی هدف

شب پرسه میزنی از هر کدوم طرف

روزای خوبتو انکار میکنی

این واقعیتو تکرار میکنی

اطرافیانتو از دست میدیو افسرده میشیو از دست میریو

دور خودت هممممش دیوار میکشی افسوس میخوری سیگار میکشی

تن خسته ای ولی خوابت نمیبررره این حس لعنتی از مرگ بدترره

دل میکنی از این

دل میبری از اون

یک اتفاق تلخ افتاده بینتون

میبرری از همه

از هر کسی که هست

این حال و روزته …

وقتی دلت شکست !

Fri 19 Aug 2011Time 7:6 PMBysombra solo , Rey soltero for AniTa| |

خدا را دوست دارم . . . !

              به خاطر اینکه . . . !

                        می گذارد دوستش داشته باشم . . . .!

                                               وقتی می دانم که لیاقت آن را ندارم . . . !

Thu 4 Aug 2011Time 11:49 PMBysombra solo , Rey soltero for AniTa| |

قد کشیده امو از تنهائى خودم بزرگتر شده ام …

اما امشب باید بروم

تمام سفرها از خداحافظی شروع مى شوند و من مسافرم

هیچکس مثل من پرده ها را کنار نمی زند

هیچکس مثل من کفش هایش را رو به ماه جفت نمی کند

من چیزهائی دیده ام که فقط با مرگ فراموش می شوند

اینجا روى زمین همسایگان کوتوله ای داشتم که فکر تسخیر فضا دیوانه شان کرد و دوستانی سنگدل که جانب وزیدن بادها را از دست دادند

می خواهم برگردم به خواب نردبام هائی که از روی شانه هایشان، برای ستارگان خدا دست تکان می دادیم

آنجا پشت دیوارهای بلند زمان ، دلم برای کسی تنگ نمی شود !!!

Sun 31 Jul 2011Time 3:59 PMBysombra solo , Rey soltero for AniTa| |

مهنوش جان،

تمام این کلمات بهانه ای هستند که، که من با در آمیختن آنها تو را در قلب کورم تکرار کنم آنقدر تکرار کنم که برایم نفس نماند و همه جای قلبم را از یاد تو تصویر کنم آخر از عمق وجودم بی تو سرشار شوم در سقف وجود و من تو را در وجود خویش انتظار خواهم کشید... تو هستی که من باشم.

Mon 4 Jul 2011Time 8:45 AMBysombra solo , Rey soltero for AniTa| |

برای دوست داشتنت از من دلیل می خواهند ، نازنین !

چشمانت را اندکی به من قرض می دهی ؟

Sun 3 Jul 2011Time 11:26 PMBysombra solo , Rey soltero for AniTa| |

Without concern for the future have I know because tomorrow I will love you more today

--------------------------------------------------

وقتی کسی را دوست دارید ، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند .

وقتی کسی را دوست دارید ، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد .

وقتی کسی را دوست دارید ، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیا ست .

Sun 3 Jul 2011Time 10:15 PMBysombra solo , Rey soltero for AniTa| |

با همه داغ که از گردش دوران دارم

من به زیبایی این زندگی ایمان دارم

جویباریست گل آلود ولی میدانم

صاف خواهد شد

من این نقش به چشمان دارم 

Sun 3 Jul 2011Time 3:17 PMBysombra solo , Rey soltero for AniTa| |

تقدیم به  تو، تویی که همیشه باورم بودی وامروز بیشتر از پیش امید و باورم هستی.

چنان زیبایی که نمی توانم به یادت بیاورم تصویرت، سر می رود از آئینه…

همپای لحظه های دلتنگی ام ، همسرم ،

وقتی خانه عشقت پناهگاه خستگی ام شد اندیشیدم که الهه عشق،ناب ترین عشق هستی را نصیبم کرده است

عزیزم آهنگ صدایت زیبا ترین ترانه زندگیم

نفس هایت تنها بهانه نفس کشیدنم و وجودت تنها دلیل زنده بودنم است

پس با من بمان تا زنده بمانم

به چشمان مهربان تو می نویسم حکایت بی نهایت عشق را ،

تا بدانی که محبت و عشق را در چشمان تو آموختم و با تو آغاز کردم

به پاکی چشمانم قسم که تا ابد با تو می مانم

بی آنکه دغدغه فردا را داشته باشم

زیرا می دانم فردا بیشتر از امروز دوستت خواهم داشت

دوستت دارم

چنان زیبایی

که نمی توانم به

یا

دت ب

یا

ورم

تصویرت،

سر می رود از آئینه

ای آسمانی ترین ستاره ی هستی !

با ت

و ..

.

جرقه های عاشق شدن ، در آتشکده ی متروک قلبم شعله کشید !!

و ..

ترانه های عاشقانه ام

با ت

و ..

.

به حقیقت رسید !!

و

با ت

و ..

.

و وجود گرم توست که میخواهم بمانم ..

و تا همیشه و همیشه ..

در کلبه ی عشقم

میزبان نفسهای عاشقانه ات خواهم بود .. !!!

یک لحظه با شکستن قلب مهربانت، قلب من نیز می شکند، اینگونه دلگیر نباش،

یک لحظه غم تو مرا به ماتم می نشاند!

یک لحظه اشک ریختنت، دلم را می سوزاند، اشک نریز که یک عمر مرا گر

یا

ن خواهی دید!

طاقت ندارم ببینم که از لحظه های در کنار من بودن اینگونه پریشانی،

اگر تو را آزار می دهم دست خودم نیست، عاشقم و دلم نمی خواهد که روزی دوباره تنها

شوم!

اگر تو را با حرفهایم می رنجانم مرا ببخش، من گرفتار توام،

طاقت بی تو بودن را ندارم!

اگر یک روز بی تو باشم، دن

یا

برایم تیره و تار خواهد بود، بیخ

یا

ل زندگی،

من نیز خواهم رفت، به جایی که دیگر حس نکنم که بی تو هستم!

یک لحظه با سکوتت، صدای فر

یا

د مرا خواهی شنید،

سکوت نکن، تا ناله نکند قلبی که طاقت سکوت تلخ تو را ندارد!

یک لحظه با نبودنت مرا به آتش خواهی کشید، حالا که آمدی برای همیشه

با من باش که طاقت سوختن را ندارم!

یک لحظه بی محبتی ببینم، از غم و غصه می میرم،

یک لحظه حس کنم که از من خسته ای، دیگر به من نگو چرا اینک دلشکسته ای؟!

نمی خواهم یک لحظه دور از تو باشم، وای به آن روزی که یک عمر بی تو باشم،

آن روز عمری باقی نخواهد ماند،

زیرا در همان لحظه ی رفتنت، دیگر مرا نخواهی دید!

تنها صدایت را میخواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد

نگاهت را میخواهم تا روشنی چشمهای خسته ام باشد

وجودت را میخواهم تا گرمای آغوشم باشد

دستهایت را میخواهم تا نوازشگر بی کسی اشکهایم باشد

و تنها خنده هایت را میخواهم تا مرحم کهنه زخمهای زندگی ام باشد

آری تنها تو را میخواهم ..

زیر این سقف کبود

زیر این سلطه سنگین سکوت

اگر از تو

یا

دی نکنم

به خدا میشکنم

. . .

فقط با تو

زیباست این زندگی با تو ،

فقط با تو

!

زیباست لحظه های عاشقی ، با تو ، تنها در کنار تو!

زیباست لحظه غروب ، با تو ، فقط به

یا

د تو!

آن لحظه که با تو هستم ، بهترین لحظه زندگی ام است که دلم نمیخواهد آن لحظه بگذرد!

دلم میخواهد آن لحظه که در کنار تو هستم هیچگاه به پا

یا

ن نرسد!

زیباست این زندگی در کنار تو ، فقط با عشق تو!

زیباست لحظه ای که در زیر باران قدم میزنم ،

یا

با تو و

یا

به

یا

د تو!

این زندگی زیباتر از گذشته میگذرد چون با تو و عاشق تو هستم!

این لحظه ها عاشقانه تر از همیشه میگذرد ، چون با تو و به

یا

د تو هستم!

خوشبخت است این قلب عاشق من ، چون تنها تو را دوست دارد!

تنها تو را ، فقط تو را ، با تو می ماند ، عاشقانه می ماند و هیچگاه تو را تنها نمیگذارد!

میگویم دوستت دارم چون لایق این دوست داشتنی ، فقط تو لایق این عشق

بی پا

یا

ن منی! می گویم با تو می مانم ، عاشقتر از همیشه ،

فقط با تو

، چون تنها تو سرپناه این قلب عاشق منی !

عشق من و تو ماندگار است ، تا ابد ، برای همیشه ، فقط با هم ، تنها در کنار هم!

زیباست کلام عشق ، شیرین است لحظه های با تو بودن ،

فقط با تو

، و آن قلب مهربان تو!

عشق من و تو برای همیشه در خاطره ها و

یا

دها می ماند ، یک عشق ابدی و بی پا

یا

ن! لبخند عشق همیشه بر لبان من جاریست ،

فقط با تو

، و به عشق تو!

غرورم حتی

تو را طور دیگری دوست دارد

به تو که میرسد

بیصدا می شکند

بخوان همراه با همه ، من نیز می نویسم برای تو و برای همه

.

دفتر عشق ، این دفتر کهنه که هر صفحه از آن با کلام عشق آغاز شده برای همه

است ، برای عاشقان وبرای آنهاییست که در غم از دست دادن عشق نشسته اند

و آنها که تنها در گوشه ای خسته اند

دفتر عشق ، دفتریست که هیچگاه صفحات آن که همه از جنس دل است به پا

یا

ن

نمیرسد اما شاید روزی این دستهایم خسته از نوشتن کلام عشق شود

بخوان آنچه برای تو و برای همه عاشقان دفتر عشق نوشته ام

.

بخوان تا من نیز عاشقانه برایت بنویسم

ببین عشق چه غوغایی در این دفتر عشق به پا کرده

.

دلی آدمی را دیوانه کرده ، یک عاشق را مجنون کرده

.

برای تو می نویسم که میدانم مثل منی ، همصدا با من ، و همنشین با اشک!

برای تو مینویسم که عاشقترینی ، غمگینترینی و

یا

تنهاترینی

حدیث عشق من و تو،

حدیث ابر بهاریست،

تو از قبیله لبخند،

من از قبیله اندوه.

فضای فاصله صد آه،

فضای فاصله صد کوه،

تو از سپیده و نوری،

من از شقایق گلگون.

این همه واژه

و من از سکوت لبریزم

انگار کابوس این روزهای خاکستری

سایه انداخته به خ

یا

ل من

حوالی این ساعت های بارانی

جای ز

یا

دی برای رفتن ندارم

غیر از

آغوش تو

یا

کوچه پس کوچه های این شهر غریب

می اندیشم به نگاهت

که تمامی جان و روانم را به ترنم و تمنا وا می دارد

می اندیشم به انگشتانت

که بی پرده

ساز عشق مرا در تمامی پرده ها می نوازد

و اکنون

می اندیشم به دستانت

که چه سبک و آشنا

با راه و رمز های عشق

آرام و داغ و تند

چون شراب و گردباد و سیلاب

مرا در بر میگیرد

وغم هایم را می تکاند

و بیخ

یا

لی می کارد

حرف دیگه ای نیست

فقط بدون

که نیلوفرانه دوستت می دارم

نه مانند مردمانی که دوست داشتن را

به عادتی که ارث برده*اند

با طعم غریزه نشخوار می کنند

من درست مثل خودم

هنوز و همیشه دوستت می دارم

من دلم به یک رویا خوش است

به شب قدم زیر آسمان

زیر مهتاب کوچه ی خلوت

آن موی بیقرار یار

یک دل از عشق سر شار

یک دنیا فاصله است

یک درد بی صدا و مرگوار

یک ستاره همیشه درخشان است

یک تقدیر ناسازگار

و یک ” ای کاش ” همیشه ماندگار

نگفته*ام به یار 

که ” ای همه امیدم بدون تو می میرم

امروز روز زیبایی بود         1390/04/12

دوست دارت علی

Sun 3 Jul 2011Time 3:5 PMBysombra solo , Rey soltero for AniTa| |

حسرت هرم آغوشت را

با خودبگورخواهم برد


درتنگناي گرماي زندگي هنوزاين دل ديووانه اورامي خواهد

كسي كه..........

Fri 1 Jul 2011Time 1:41 AMBysombra solo , Rey soltero for AniTa| |

البته که من در زمان یادداشت این مطلب هنوز چین کاری انکام ندادم ولی انقریب است که بیفتم در اتفاق همین........، همون......،بابا همون دیگه ، ای بابا همون چیزرو می گم دیگه.........هه هه هه هه خ و ا س ت گ ا ر ی و می گم
خوب اگه اکازه بدین با دکتر علی غیبی  وارد بحث می شویم:
مواد لازم : یک عدد شازده پسر عاشخ! یک عدد گل دختر نجیب ... یک عدد مادر خیلی اکتیو ... دقت داشته باشید مادرتان را اکتیو نمایید. 
ها؟
اکتیو یعنی چه ؟ یعنی ... امممممم. ام. .چیز . .  خوب بیخیال منم نمی دونم یعنی چی ولش کنید از دوستان و حضار خواهش می کنم سوالات حاشیه ای نپرسید باشه ؟(در خواستگاری های سنتی عاشخیت پسر جای بحث دارد !!!)
ابتدا مواد لازم را تهیه می کنیم... این بحث در این مقوله یا مقاله یا مقال مجال نمی دهد.ابتدا مادر اکتیو تلفن را برداشته و به خانه گل دختر نجیب تیلیف میزند . (این در صورتی است که مادر اکتیو همسایه گل دختر نباشد ، که در این صورت می تواند زر زر صدای زنگ خانه گل دختر رابه صدا در بیاورد . یا اینکه قیژ قیژ پاشنه در را)زررر... (یا قیییژژژژ)الو بله... خانه یک عدد گل دختر... بفرمایید:سلامن علیکن!! شنیدیم (یا دیدیم) که شما یک دختر تپل مپل سفید مفید... مثل هلو... مثل پنجه آفتاب دم بخت با شرایط مناسب دارید. کی می تونیم بیاییم یه عالمه مزاحم بشیم؟توجه نکته مهم ××این تیلیف اول بسیار مهم است. شما مادر شازده پسری که احیانا نشریه موازی را می خوانی... لطفا خوب گوش کن... کمال ادب را به خرج بده از روده درازی زیادی بپرهیز. اطلاعات جامع و کامل بده. سعی کن در کمال ادب اطلاعات بگیری. از چاخان پاخان و خالی بندی جدا ً بپرهیز... مدت مکالمه بیشتر از ده دقیقه نشود. مادر جان دقت کن آخر مکالمه زمان تلفن بعدی با روز و ساعت و ثانیه، برای شرفیاب شدن یا نشدن را مشخص کنی... و بهتر است همین فردا باشد نه شصت صد سال بعد...فردا just on time مادر شازده پسر ...> زررر...الو بله... خونه همون گل دختر نجیب و سفید مفید تپلی که احیانا دوست پسر نداشته و قبول کرده بیایید دستش رو ببوسید... بفرمایید:مادر شازده پسر: پس قبول کرده که ببوسیم... کی ببوسیم؟مادر شازده پسر سعی کند ظرف سه روز آینده وقت بگیرد و به ناز کردن مادر گل دختر توجه نکند...زرررر....صدای زنگ در خانه گل دختر نجیب که حالا کمی سرخ شده... بفرمایید:▪ فرهنگ گل و شیرینی: ـ آدم های پررو دفعه اول که خانه کسی برای امر خیر می روند... چیزی نمی برند و این امر از طرف باقی آدم های پرروتر توجیه شده است... نگارنده چون پررو نیستم اظهار نظری نمی کنم.ـ گل آوردن به منزله این است که خانواده گل پسر با ادبند و قشنگی گل با سلیقه طرف ارتباط مستقیم دارد (در ابتدا و انتهای امر ازدواج از خسیس بازی بپرهیزید) همچنین اوردن گل این معنا را هم می تواند داشته باشد که خانواده شازده پسر همچین بگویی نگویی بوسیدن دست گل دختر زیر دندانشان مزه کرده است و تمایل دارند برای آشنایی بیشتر باز جلسه دیگری تشریف بیاورند ۳_شیرینی آوردن اصولا در مراحل انتهایی خواستگاری صورت می گیرد و به منزله آن است که شازده پسر همش از دست بوسیدن خالی خسته شده و گل دختر همه جوره مورد پسند واقع شده ... پسندیده دیگه... چرا متوجه نیستید... پسندیده ... همین جا پرانتز فرهنگ گل و شیرینی را می یندیم و وارد خانه گل دختر می شویم ..بعدا با پرانتز فرهنگ چایی خدمت می رسیم ...)زرررر....بفرمایید: شازده پسر سعی کند کاکل هایش را آب و روغن بزند. حتی الامکان کت و شلواری از در و همسایه. دوست و رفیق جور کرده، بپوشد که نشان بدهد عرضه کت و شلوار پوشیدن دارد همچنین خودش دسته گل را به دست بگیرد که در غیر اینصورت نباید از عروس خانم توقع چایی آوردن داشته باشد و ما تحتش نسوزد زمانی که به جای عروس خانم مادر یا خواهر یا عمه و خاله اش چایی اوردند و شازده پسر عرق ریزان سرش را بالا آورد و به جای گل دختر پنجه آفتاب پیرزنی را دید که لبخند جگر سوز می زند! پس برای جلوگیری از کنف شدن بهتر است از اول دسته گل را خود شازده دستش بگیرد که چیزی که عوض دارد گله ندارد!مادر شازده پسر سعی کند موقعیت استراتژیکی را برای نشستن انتخاب کند به طوری که اگر خواست وسط مجلس برای پسرش چشم و ابرو بیاید و نظر شازده پسر را جویا شود... خانواده گل دختر وی را نبینند... یا اگر پسر خواست سوالی فرمایشی تقلبی از وی بستاند مشکلی پیش نیاید. پس نتیجه می گیریم مادر و پسر قند عسل نباید از هم زیاد دور بنشینند. زیاد هم ور دل هم نباشند که مبادا شازده انگ بچه ننه ای بخورد! بعد از ده الی پانزده دقیقه صحبت درباره وضعیت اب و هوا و گرانی و بیکاری جوانان و نوه های طرفین و احیانا زلزله (این قسمت برای نشان دادن به روز بودن مطلب در این قسمت اضافه شده است) باید مادر شازده پسر با هر ترفندی که شده از نظر شازده مطلع شود و تصمیم بگیرد که بحث پیرامون امر خیر را شروع کند یا نکند در غیر اینصورت ممکن است حوصله دختر خانم سر برود و مجلس را به نشانه اعتراض ترک کند (فرهنگ چایی: شازده پسر کاکلی میتواند در این قسمت از فرهنگ چایی استفاده کند و بر مبنای قرار داد از پیش تصویب شده اگر دختر مورد پسند واقع نشده بود چایی را نصفه بنوشد و اگر پسندیده بود اشکالی ندارد که استکان را هم قورت دهد... البته هر خانواده می توانند از قبل برای خودشان ترفند های دیگری هم طراحی کنند) فرض می گیریم که بحث شروع میشود مادر شازده پسر چهار تا سوال حسابی بپرسد و بحث داغی را راه بیاندازد. نگارنده پیشنهاد میکنم که این جلسه همه با هم و در حضور یکدیگر به تبادل اندیشه و ابراز عقیده بپردازند تا مشخص شود که گل دختر و شازده پسر توانایی اظهار عقیده در یک جمع خانوادگی را دارند یا نه! ( نه که دختره و پسره را در یک اتاق کرده و خودتان فال گوش بایستید...) بعد از حدود ۴۵ دقیقه الی یک ساعت... دیگر گل پسر بسش است و باید بداند که یاتاق انداختن کافی است... و توجه داشته باشد که با کت و زیر شلواری که نیامده است... دست والده مکرمه را بگیرد و به خانه اشان برود که کلی فک و فامیل منتظر اظهار نظرشان هستند! نکته اساسی مهم > خانواده شازده پسر اگر مایل باشند برای ماچ مالیزاسیون مشرف شوند.

تقدیم به مهنوش عزیز

فعلا بسه بای

------------------------------------

بدون شرح

Fri 24 Jun 2011Time 2:26 PMBysombra solo , Rey soltero for AniTa| |

از دنیا بخاطر دنیا گذاشتم
از خودم بخاطر خودم گذشتم

از کلمات سنگینو مبهم گذشتم

از خودم و هر چه هست

اینجا جز نبودن مگه چیز دیگه هم هست

کسی از مردن دم نزد

این دم من است که ز درونم جاریست

اینجا سکوت جاریست

اینجا نه مرگ استو نه زندگی

اینجا نفس نیست
چرا داری نفس می کشی
نفس نیست
چرا نفسم؟
نیست

چرا ؟. . .

جوابی نیست

"سکوت"

من

غم

مُرد

دل

یار

کجاست؟

زندگی هستی؟

می شنوی؟

"سکوت"

"سکوت"

"سکوت"

من : خستم

سکوت : خسته نباشی . . .

Sun 19 Jun 2011Time 11:49 PMBysombra solo , Rey soltero for AniTa| |

وقتی عاشق هستید دائما به معشوق خود فکر می کنید.

موضوع علاقه شما بهشتی است و نمی تواند دستخوش خطا شود.

این هم نوع خاصی از فرافکنی است که نا امیدی و سر خوردگی زیادی را برای مردم امروزی به ارمغان می آورد.

درجه این عشق تغییر میکند و رو به افول می گذارد.

هیچ کس نمی تواند بار یک فرافکنی رمانتیک را برای همیشه به دوش بکشد و بالاخره بعد از یک ماه یک سال یا ده سال نقش بر زمین خواهد شد.

در واقع ما توانایی خود را برای رسیدن به درجه بالاتری از کمال روی شخص دیگری فرافکن می کنیم.

به عشق های سابق خود فکر کنید.

و ببینید که چه چیزی در آنها بود که شما عاشقانه دوست می داشتید.

چه خصوصیاتی داشتند که شما هم می خواستید داشته باشید.

این به شما خواهد گفت که چه جنبه هایی از نا خودآگاه شما میل به آشکار شدن دارد و می خواهد که به آگاهی در آید.


Sun 19 Jun 2011Time 11:45 PMBysombra solo , Rey soltero for AniTa| |


Sat 18 Jun 2011Time 1:50 PMBysombra solo , Rey soltero for AniTa| |

There Are Some One who He Dead For
بار دیگر مینویسم

من مرده می نویسم

بار دیگر میمیرم

من زنده می میرم


آدم زنده ها چشم دیدن منو نداشتن

انقد بهم گیر دادن که بالاخره برگشتم دنیای مرده ها

اونجا کسی حرفامو باور نداشت

کسی قبولم نداشت

با اینکه زنده بودم اما به چشم نمیومدمو با یه مرده فرقی نداشتم

دیگه قلبم جون نداشت

سر پا وایستادن برام سخت شده بود

یهو بریدم

از همه چی

از خودم

و مردم

بار دیگر

اما از سری قبل خیلی بدتر بود

خیلی وحشتناک تر

ع. غ :

من خیلی بدم

هی بهم یادآوری نکنید

می دونم که من مقصر بودم

ولی زمان برای جبران اشتباهات هستش نه؟

خودم میدونم . . .  /

Fri 17 Jun 2011Time 11:53 PMBysombra solo , Rey soltero for AniTa| |


Design By : Rey Soltero